تهران
12 °C
آخرین اخبار

خانه » سرگرمی » اس ام اس » اس ام اس گریه دار و غمگین

1344435061 402647 346743395359095 316718471694921 1101231 234201563 n اس ام اس گریه دار و غمگین

بالشــــت خودم را ترجیــــح میدهــــم،
چــرا که شانه های امـــروزی مثل بالشـــت های مسافـــرخانه اند،
خوب میدانـــم سـرهای زیـادی را تکیــه گاه بودنــد!
::
::
تـــو که نیستـے ،
“یلدا”
بلنــــــــدتــــرین شــب ســال نیســـــت
اوج دلتـنگیـســــت…
::
::
حــــواست بـہ دلتــ باشد . . .
آن را هـــر جایــــے نگــذار!
ایــن روزهــــــا دل را میــدزدند . . .
بــعد ڪہ بہ دردشـــان نـخــورد
جـای صـــندوق پـستـــ آنــــرا در سطل آشـــــغال مے اندازند !
و تــو خوبــ مـیـــــدانے دلے که اَلمثنے شد!
دیــگر دِلــــ نمـیشود!

::
::
غصه می سوزد مرا ، باران ببار
کوچه می خواند تو را ، باران ببار
ابرها را دانه دانه جمع کن
بر زمین دامن گشا ، باران ببار
خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است
آسمان را کن رها ، باران ببار
باغبان از کوچه باغان رفته است
ابر را جاری نما ، باران ببار
موج میخواهد بیابان سکوت
با خوِد دریا بیا ، باران ببار
تا بیاید آن بهار سبز سبز
تازه تر باید هوا ، باران ببار
سینه ام آشوب و دل خونابه است
غصه می سوزد مرا ، باران ببار
::
::
به سلامـتی کسی که نمی شناستت اما نوشته هاتو میخونه
تا از درونت با خبر بشه و زیرش لایک میزنه ونظرمیده نه واسه اینکه خوشـش اومده…
واسه اینکه بهت بفهمونه که تنهـــــا نیستی…
::
::
گراهام بل عزیز
تلفنی که زنگ نمیخورد که نیازی به اختراع نداشت!
حوصله ات سررفته بود”چسب_ قلب”اختراع میکردی
می چسباندیم روی_این ترکهای قلب مان
وغصه زنگ نخوردن تلفنی،که اختراعش نکرده ای رانمی خوردیم…
ساده بگویم گراهام بل عزیز
حال_این روزهای_مرا توهم مقصری…
::
::
میدانی درد چیست ؟
نگاهت که رفت …
نه !!!
شاید شانه ای که دیگر وجود ندارد …
نه!!!!
دل شکسته ام …
نه!!!
اعتمادی که دیگر وجود ندارد …
نه!!!!
تنهاییم …
نه!!!!
نمیدانی .
تو نمیدانی که دختر بودن درد است .
دختر که باشی رفتن نگاه ها و دست ها سخت میشود.
دختر که باشی راحتر میشکنی .
دختر که باشی نگاه ها فرق دارند .
حتی اگر به تمام دنیا خوب نگاه کنی باز تمام دنیا میتواند به تو بد نگاه کند….
دختر بودن گاهی واقعا یک درد است …. !
::
::
تمام عشق تو را قطار جدایى روى ریل سرنوشتم برد…
ولى هنوز گل یادت اینجا گوشه اى از قلبم منتظر برگشتنت است …
من هر روز یادت را با اشکهایم آب میدهم …
کو دهقان فداکار احساس هایت ؟!

::
::

patugh.ir
این روزها …
بیشتر از قبل حال همه را می پرسم…
سنگ صبور غم هایشان میشوم….
اشک های روی گونه هایشان را پاک می کنم….
اما…
یک نفر پیدا نمیشود که دست زیر چانه م بگذارد
سرم را بالا بیاورد و بگوید:
حالا تو برام بگو
چی شده ؟؟؟
::
::
باز باران با ترانه میخورد بربام خانه
یادم آرد کربلا را،دشت پرشور وبلا را
گردش یک ظهر غمگین،گرم وخونین
لرزش طفلان نالان،زیر تیغ و نیزه ها را
با صدای گریه های کودکانه،اندرین صحرای سوزان
می دود طفلی سه ساله،پرزناله،دلشکسته،پای خسته
باز باران قطره قطره می چکداز چوب محمل
خاک چادرهای زینب به آرامی شود گل
::
::
نیوتن اگر جاذبه را میفهمید معشوقه اش از درخت متنفر نبود و در دفتر خاطراتش نمی نوشت: اشکهای من هم به زمین می افتاد اما تو سیب را ترجیح دادی…
::
::
تا بر میدارمش از تو مینویسد،مانده ام این “خودنویس” است یا ” تونویس”


نظرات کاربران

تعداد نظرات ۱

  • mahdis ۳۰ فروردین ۱۳۹۲

    kheyli ghashang budan

ارسال نظر